با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز


 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

امروزه یکی از مشکلات جامعه مذهبی ما کمبود مداحانی است که از همه ی جهات (کلام، رفتار، منش، پوشش، سبک، محتوا، ولایت و ... ) مورد تأیید اهل بیت علیهم السلام باشند .هدف از تاسیس این وبلاگ انتقال مطالب مفید در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری به مداحان و علاقه مندان مکتب حسینی است .

این وب جایی برای تمامی دوستداران اهل بیت علیهم السلام است و در شب میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت و امام صادق علیهما السلام و در کنار بارگاه شریف و ملکوتی امام رضا علیه السلام راه اندازی گردیده است . بر خود لازم می دانم از تمامی استادان بزرگوارم در ابتدای کار دعوت به همکاری نمایم .


یا امام رضا؛ خودتان فرمودید: هر کس در راه دین خدا قدمی بردارد برایش دعا می کنید . امیدوارم کار ما مشمول دعایتان بگردد . 

آقاجان؛

من ندانم کيستم اما شما را دوست دارم
هر که هـستم خاندان مصطفي را دوست دارم

مرغ روحم چون کبوتر پر زند سوي مديـنه
هم خراسان هم نجف هم کربلا را دوست دارم 

کمتر از آنم که باشـم بنده ي شاه ولايـت
گر چه خــــــــود آلوده ام اهل ولا را دوست دارم

دوستـــي از دوستان دوستان اهل بيتـم
هر که هستــم شيعيان مرتضي را دوست دارم

گر نکير و منکرم پرسند آوردي چه با خــود
در جواب هر دو گــــــويم من رضا را دوست دارم  

 

جهت ترویج فرهنگ صحیح مداحی، هرگونه کپی برداری

از مطالب این وب کاملا آزاد است


لطفا انتقادات، پیشنهادات و نظرات خود را در همین جا قید بفرمایید.



موضوعات مرتبط: * پای درس اساتید
[ 21 / 11 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

مدافعان حرم

تقدیم به مدافعان حرم


حرم یعنی نگاه آبی دریا و طوفانش
حرم یعنی تلاطم‌های امواج خروشانش

حرم یعنی دعا یعنی توسل‌های در ندبه
حرم یعنی اجابت زیر گنبد، بین ایوانش

حرم یعنی همان آب گوارا ظهر تابستان
حرم یعنی همان خورشید دنیا در زمستانش

حرم بید است، مجنون است هرکس عاشقش باشد
میان بادها یک دم نمی‌خواهد پریشانش

حرم رود است، مشهود است هرکس شاهدش باشد
شهادت می‌دهد راکد نخواهد ماند جریانش

و مادر گریه گریه از حرم گفت و پسر فهمید
چه آشوبی‌ست در دلواپسی‌های فراوانش

پسر شوق پریدن را میان بال و پر حس کرد
پسر می‌رفت و مادر باز هم می‌شد غزل‌خوانش

حرم یعنی نگاه آبی دریا و طوفانش
تویی طوفان آن دریا، تویی موج خروشانش

اگر باران سنگ از آسمان بارید، چترش باش
که حتی نشکند در سنگ‌باران بغض گلدانش

پسر می‌رفت و مادر با طنین آیةالکرسی
سپرد او را به آغوش رسول‌الله و قرآنش

قد و بالای او را دید چندین بار با حسرت
فقط می‌گفت زیر لب: به قربانش به قربانش

پسر رفت و فضای خانه را عطر حرم پر کرد
و مادر ماند و عکسی در میان دست لرزانش

خبر آمد، ولی مادر از احوال حرم پرسید
نپرسید از پسر هرگز میان بغض پنهانش

پسر برگشت و مادر از حرم می‌خواند و می‌دانست
نشسته عمه‌ی سادات در شام غریبانش



موضوعات مرتبط: مدافعان حرم

برچسب‌ها: مدافعان حرم
[ 6 / 6 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

اشعار مناجاتی امام حسین (علیه السلام)


هرجا حضور اهل بكا فوق العاده است
معلوم می شود كه فضا فوق العاده است

در مجلسی كه زمزمه و شور و گریه هست
بی شك نگاه مادر ما فوق العاده است

در سفره ای كه پهن شود بعد روضه ات
تأثیر لقمه های غذا فوق العاده است

ای تربتت شفای تمامیِّ دردها
در نسخه ی تو نوعِ دوا فوق العاده است

وقتی كه نذر گنبد و تاج ضریحِ توست
پیداست كه عیار طلا فوق العاده است

من در زیارت تو شدم زائر خدا
از بس شباهتت به خدا فوق العاده است

پا را گذاشتم به روی عرش و آمدم
جایی كه شأن صحن و سرا فوق العاده است

هر كس كه رفت كرببلا ؛ اعتراف كرد
آقاییِ امام رضا فوق العاده است

من را به استجابت كامل رسانده ای
در زیر گنبد تو دعا فوق العاده است

در وادی محبّت تو دیده ام حسین
انس میان شاه و گدا فوق العاده است

از طرز روبرو شدنت با زهیر و حُرّ
فهمیده ام گذشت شما فوق العاده است...

محمد قاسمی



موضوعات مرتبط: مناجات با امام حسین(ع)

برچسب‌ها: اشعار مناجاتی امام حسین (علیه السلام)
[ 6 / 6 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

اشعار مناجاتی امام حسین (علیه السلام)

خوب است روضه روضه ی ارباب بهتر است
از این جهت که ، گریه کُنِ روضه مادر است


باید که طفل اشک بیاید به گونه ام
وقتی که پلک ، دست به سینه دم در است

سر روی شانه چونکه به ذکرت بلند شد
سر نیست، واعظی ست که بر روی منبر است

ای سر بریده بعد تو سر در مرام ما
از نوکران خاصِّ درگاه حیدر است

حق می دهم اگر ببرد ارث از پدر
گریه کن حسین برایم برادر است

بالا ترین سِمَتِ درِ این خانه نوکری ست
این اعتبار حسرت سلمان و قنبر است

《نوکر بهشت هم برود...》نه بدون شک
نوکر بهشت هم نرود باز نوکر است



موضوعات مرتبط: مناجات با امام حسین(ع)

برچسب‌ها: اشعار مناجاتی امام حسین (علیه السلام)
[ 6 / 6 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

زمزمه ولادت ومدح حضرت معصومه (سلام الله علیها)

زمزمه

 

روشن شده خانه ی دل از نام فاطمه ی اطهر

بوسه زند بر روی ماه دخترش موسی ابن جعفر

اللهم صل علی محمد و آل الاطهار

******

معصومه و اسوه ی عصمت بود و زهرا سرشت است

اخت الرضا پاداش و اجر زائرش باغ بهشت است

اللهم صل علی محمد و آل الاطهار

******

یا فاطمه آئینه ی تقوی و مظهر عصمتی

یا فاطمه   اشفعی لنا فی الجنه یا سیدتی

اللهم صل علی محمد و آل الاطهار

 



موضوعات مرتبط: حضرت معصومه(س)
[ 13 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

سرود ولادت حضرت معصومه (س) بهمراه سبک اجرا

شب ظلمت شکست نور آمد

نور موسایی از طور آمد

وارث سر مستور آمد

ای داده بر غم خاتمه ، اشفعی لنا فی الجنه

یا فاطمه یا فاطمه ، اشفعی لنا فی الجنه

******

تویی دخت یطهرکم

خواهر آفتاب هشتم

ای ملیکه ی در شهر قم

ای عرش قم را قائمه ، اشفعی لنا فی الجنه

یا فاطمه یا فاطمه ، اشفعی لنا فی الجنه

******

به حجاب تو مدیون عصمت

به تو دختر ، بنازد خلقت

اجر زائر تو شد جنت

عالم دارد این زمزمه ، اشفعی لنا فی الجنه

یا فاطمه  یافاطمه ، اشفعی لنا فی الجنه

******

خواهر و دختر ولایت

پدرت گفته  جان فدایت

تو کریمه و ما گدایت

ای فاضله ای عالمه ، اشفعی لنا فی الجنه

یا فاطمه  یا فاطمه ، اشفعی لنا فی الجنه

 

دریافت سبک



موضوعات مرتبط: حضرت معصومه(س)
[ 13 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

سرود ولادت حضرت معصومه (س) بهمراه سبک اجرا

(به سبک آمد به دنیا مهر)

 

آمد به دنیا دختر زهرا

یاس بهشت امّ ابیها

آمده خورشید فردای محشر

سوره ی کوثر موسی بن جعفر

معصومه ای و نور الهُدایی

دار و ندار امام رضایی

نور هدایت ، جانم فدایت

******

مدیحه خوانش همه عالم است

هر چه گویم از مقامش کم است

حُسن او جلوه ی خورشید وماه است

تفسیر انّما یُریدُ الله است

کریمه ای و بحر عطایی

دار و ندار امام رضایی

نور هدایت ، جانم فدایت

******

عالَم در مُلکِ بی حَدّ تو گُم

از برکتِ تو فیضیّه شد قُم

از ازل با نام تو آشنایم

خاک پای زُوّارت توتیایم

تو که امیدِ دلِ گدایی

دار و ندار امام رضایی

نور هدایت ، جانم فدایت

 

دریافت سبک



موضوعات مرتبط: حضرت معصومه(س)
[ 13 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

سرود ولادت حضرت معصومه (س) بهمراه سبک اجرا

تجلی نور تو ، فروغ تِمثال الله

یا حضرت معصومه ، کریمه ی آل الله

آمدی ای نور داور ، بضعه ی موسی بن جعفر

جان فدایت ای مطهر ، بضعه ی موسی بن جعفر

یافاطمه اِشفعی لی فی الجنّة

*******

گواهِ خوشحالی ها ، دیده ی گریان باشد

عیدی ما در دستِ ، حضرت سلطان باشد

سوره های قدر و نور و ، آیه های کوثری تو

بر مشامِ آل طاها عطر یاس مادری تو

یافاطمه اِشفعی لی فی الجنّة

******

غنی شده هر سائل ، با کرم زیبایت

راهِ بهشتِ جاوید ، از حرم زیبایت

کن دعا که تا قیامت سائل کوی تو باشم

در مِنای دلنوازی مُحرمِ روی تو باشم

یافاطمه اِشفعی لی فی الجنّة

 

دریافت سبک



موضوعات مرتبط: حضرت معصومه(س)
[ 13 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

اشعار ولادت ومدح حضرت معصومه (سلام الله علیها)


غلامرضا سازگار
مدح و ولادت و شهادت


شجر نور، نوبر آورده
بحر توحید، گوهر آورده
آسمان ولایت و عصمت
بهر خورشید اختر آورده
لاله‌ای سرزده که از فیضش
صد بهار معطر آورده
دختر آورده بانوی اسلام
یا که بر خلق مادر آورده
نجمه، خورشید عالم افروزی
بهر موسی بن جعفر آورده
یا مگر دختر رسول‌الله
زینب از بهر حیدر آورده
پدر و مادرم فدایش باد
که چو معصومه دختر آورده
حبّذا حبّذا که بر سه امام
عمّه و دخت و خواهر آورده
اوّل صبح ماه ذیقعده
آفتابی منّور آورده
آفتابی که ماه و خورشیدش
بوسه از آستان برآورده
جبرئیل از خدا بر این دختر
صلوات مکرر آورده
صدق و اخلاص و صبر زینب را
با جلال برادر آورده

فاطمه عصمت خدای غفور
که به معصومه آمده مشهور

عصمت داور است این دختر
گل پیغمبر است این دختر
بعد زهرا و عمه‌اش زینب
بهترین دختر است این دختر
ز آنچه گفتند در فضایل او
بهتر و برتر است این دختر
گرنه، همچون خدای بی همتاست؟
از چه بی همسر است این دختر
در جلال و کمال و قدر و شرف
تالی مادر است این دختر
لیلةالقدر موسی‌جعفر
سورۀ کوثر است این دختر
پای تا سر رضا و سر تا پا
موسی جعفر است این دختر
دستگیر همه گنهکاران
در صف محشر است این دختر
نخل سرسبز گلبن قرآن
شهر دین را در است این دختر
آفتاب دل امام جواد
بر رضا خواهر است این دختر
مادرش پارۀ تن احمد
بضعۀ حیدر است این دختر
در دو عالم چو مادرش زهرا
بر زنان سرور است این دختر

ماه رخسار آن بتول مقام
نقش گلبوسه دارد از سه امام

عصمت کبریاست معصومه
قبلۀ اولیاست معصوم
بضعۀ پاک موسی‌جعفر
جسم و جان رضاست معصومه
پای تا سر چو عمه‌اش زینب
دخت زهرانماست معصومه
همه خلقند زیر سایۀ او
آفتاب خداست معصومه
درّ تقوی و گوهر عصمت
یم حلم و حیاست معصومه
زخم دل را ز مرحمت مرهم
درد جان را دواست معصومه
بوی عطر بهشت در نفسش
همچو خیر النساست معصومه
این ندا سر دهند، قمّیون
روز محشر، کجاست معصومه
اهل قم خلق را پناه دهید
که پناه شماست معصومه
روضه‌اش جان فزاتر از کعبه
قبلۀ جان ماست معصومه
بین صحن طلا و آینه‌اش
جای سعی و صفاست معصومه
پایتخت حکومتش در قم
به جهان مقتداست معصومه

این جهان و او بود جانش
پدر و مادرم به قربانش

دخت موسی که طور دل حرمش
جان کند زندگی ز فیض دمش
چشم ما و غبار زائر او
دست ما و عنایت و کرمش
از صفّائیه‌اش، صفا خیزد
ارم ماست شارع ارمش
در خیابان آستانۀ او
لرزه افتد فرشته بر قدمش
جنب صحنین او بود رودی
که به هر قطره هست فیض یمش
سالها، روز و شب به فیضیّه
نور دانش دمیده از حرمش
من و مدح کریمۀ عترت؟
به خدا مدح عالم است کمش
هر که در قم زیارتش نکند
بوده بر جان خویشتن ستمش
همه چون اهل قم گدای وی‌اند
از عرب بر گرفته تا عجمش
هر که خاک او نکرد سجود
هست یکسان وجود با عدمش
نه عجب گر فرشتگان آیند
در پی خاکبوسی خدمش
تا بگیری مراد خویش ز وی
به جواد و رضا بده قسمش

فیض عالم از این درت بخشند
آنچه خواهی فزونترت بخشند

عرض حاجت به دخت موسی کن
هر چه خواهی از او تمنّا کن
دست خود زن گره به غرفۀ او
گره از کار عالمی وا کن
از نسیم درش ببر فیضی
بعد از آن معجز مسیحا کن
خیز برگِرد این مزار بگرد
کعبۀ روح را تماشا کن
تربت بی‌نشان فاطمه را
در دل این مزار زهرا کن
چون نگاهت به قبر او افتاد
گفتگو با مزار زهرا کن
با چراغ کریمۀ عترت
خویش را غرق در تجلّی کن
به مزارش بگیر دست دعا
در حریمش نماز برپا کن
عقدۀ دل به مهر او بگشا
دیده از اشک شوق دریا کن
حجّت بن الحسن در این حرم است
سیر ماه جمال مولا کن
ذرّه شو پیش آفتاب رخش
ناز بر مهر عالم آرا کن
دیدۀ دل در این حرم بگشا
سیر دیدار حقتعالی کن

بضعۀ پاک مرتضی اینجاست
خواهر حضرت رضا اینجاست

ای قم از مقدمت بهشت برین
حرمت رشک باغ علیّین
دختر دین و خواهر قرآن
جان طاها، سلالۀ یاسین
قهر تو نار و مهر تو جنت
بغض تو تلخ و حبّ تو شیرین
بندۀ آسمان تو غلمان
خادم درگه تو حورالعین
خاکبوس تو فوج فوج ملک
پرده دار تو جبرئیل امین
دانه چین تو طایران سما
سائلان تو ساکنان زمین
خلعت عصمتت برازنده
نام معصومه حق توست یقین
با ولایت سبک روم ز صراط
گرچه بارم بسی بود سنگین
تو و زهرا و عمه‌ات زینب
آفتاب و مه و ستارۀ دین
نه عجب گر به احترام، پدر
بوسدت همچنان کتاب مبین
گاه رفتم سزد جواد و رضات
آن بود در یسار و این به یمین
حبّ من، بغض من، برای شماست
دین همین است نیست نیست جز این

دین من حبّ دوستان شماست
مذهبم بغض دشمنان شماست

ای تو در دل، مزار تو در قم
وی حریم تو قبلۀ مردم
قرص نانی ز مطبخت خورشید
دانه‌های کبوترت انجم
باغ خلقت ز عطر تو خرم
ملک هستی به بحر جودت گم
تا تو از نسل او ظهور کنی
میل حوّا کشید بر گندم
هم تو آباء سبعه را بانو
هم تو بر امّهات اربعه، امّ
گریه و عجز و ناله، عادتنا
عفو و جود کرم، سجّیتکم
از حریم تو می‌رسد شب و روز
نور بر هشت خلد و نه طارم
نه عجب گر کند به مدح تو صدق
هل اتی، قدر، یذهب عنکم
میوۀ قلب موسی جعفر
مونس جان حجت هشتم
ای مه رخت از مدینه بربستی
اینکه از ساوه آمدی در قم
بود آیینۀ دلت را نقش
از کلام خوش امام ششم

که تجلّی گه قیام، قم است
حرم یازده امام، قم است

ای تجلّی گه خدا دل تو
گل توحید رُسته از گل تو
نخل طوبای موسی جعفر
علم و فضل و کمال حاصل تو
همه اسرار این جهان وجود
مثل آیینه در مقابل تو
نه همین اهل قم گدای تواَند
که همه عالمند سائل تو
بوده از کودکی عیان به همه
علم تو، فقه تو، مسائل تو
وحی منزل نزول یافت به قم
شد چو آن خاک پاک منزل تو
علمای بزرگ فقه و اصول
همه زانو زده به محفل تو
اهل قم سر بر آسمان بردند
به عنایات و لطف کامل تو
شهر قم کوچه کوچه از در و بام
غرق گل شد به خاطر دل تو
گل چه باشد قسم به حق خدا
جان ما هم نبود قابل تو
سر و پای برهنه، جان بر کف
اشعریّون به گرد محمل تو
دوستان را چراغ دل روشن
کور شد چشم خصم غافل تو

با ورود تو در مدینۀ قم
تافت نور خدا به سینۀ قم

رفت از قم به بانگ قم شیطان
تا تو باشی چراغ محفل آن
قم مدینه شد و تو فاطمه‌اش
خانه‌ات بیت قادر منّان
خاک قم گشته بود کحل بصر
سنگ آن درّ و گوهر و مرجان
بیت موسی بن خزرج از تو گرفت
آبرو همچو روضۀ رضوان
مادرت آنچه در مدینه کشید
همه را کرد شهر قم جبران
گر عدو سوخت بیت زهرا را
شد درِ خانۀ تو گلباران
هفده روز بیشتر نگذشت
مرغ جانت پرید سوی جنان
داغ زهرا دوباره شد تازه
تا تو جان دادی ای فدایت جان
دل ز غم گشت خون و خون شد اشک
ریخت زینب دو دیده‌ات گریان
همه عمر شریف تو بگذشت
با غم و درد و گریه و هجران
سالها می‌گریستی که به ظلم،
پدرت بود گوشۀ زندان
سالها در غم برادر بود
همچو زینب دو دیده‌ات گریان

داشتی درد و رنج و غم، دائم
دیدی از کودکی ستم، دائم

اهل قم سوخت پای تا سرشان
در غم بضعۀ پیمبرشان
خون دل در وجودشان جوشید
اشک، جاری ز دیدۀ ترشان
اشعریّون به گرد تابوتت
دست غم می‌زدند بر سرشان
گویی از ماتم تو جان همه
شد به سختی جدا ز پیکرشان
ارتحال تو در بهار شباب
مردم قم نبود باورشان
صبح روز عزای تو گردید
تیره‌تر از غروب محشرشان
خاک گل شد ز اشک مردم قم
بر، گل در بهار پرپرشان
گویی از دست رفته بود همه
پدر و مادر و برادرشان
چشم مردان ز اشک خونین سرخ
همه زنها سیاه معجرشان
همه یاقوت اشک باریدند
شد نهان تا به خاک گوهرشان
روز دفن جنازه‌ات، سادات
گریه کردند بهر مادرشان
داغ بابت نرفته بود از یاد
ماند بر سینه داغ دیگرشان

گر چه جانت ز غم رسید به لب
بدنت، روز دفن گشت، نه شب

بی تو طوطیّ جان ترانه نداشت
دانه جز اشک دانه دانه نداشت
دل نورانی تو در همه عمر
جز غم و غصّۀ زمانه نداشت
پدرت در خزانه بعد رضا
چون تو دردانه‌ای یگانه نداشت
داشت غیر از تو دختران دگر
مثل تو دختری به خانه نداشت
غم هجران تو را به هر سو برد
همچو مرغی که آشیانه نداشت
مثل تو، ای کشیده کوه فراق
هیچکس بار غم به شانه نداشت
جغد غم، ای بهشت خوبیها
به جز از سینۀ تو لانه نداشت
وای در روز حشر بر چشمی
کز غمت خون دل روانه نداشت
گر چه در موج غصّه جان دادی
بدنت جای تازیانه نداشت
حرم تو نشان شهر قم است
حرم مادرت نشانه نداشت
آتش خانه‌اش بدان وسعت
چون شرار دلش زبانه نداشت
آنکه سیلی به روی زهرا زد
غیر بغض علی بهانه نداشت

می‌سزد خون چکد ز دیدۀ تو
در غم مادر شهیدۀ تو

اهل قم، سرفراز و مفتخرند
پیرو عترت پیامبرند
اهل قم، گر ز جان خود گذرند
از شما خاندان نمی‌گذرند
اهل قم، در کلاس مکتب عشق
از همه خلق سرفرازترند
اهل قم، در حمایت از عترت
همه همدست و یار یکدگرند
اهل قم، در ریاض مهر علی
همگان برگهای یک شجرند
اهل قم، روز میهمانداری
میهمان را چو جان خود شمرند
اهل قم، کی چو اهل شام به ظلم
میهمان را سوی خرابه برند
اهل قم، کی چو کوفه مهمان را
با لب تشنه سر ز تن ببرند
اهل قم، گر یتیم را بینند
تا ابد اشک ریز و نوحه گرند

اهل قم، فخر عالمند همه
شعلۀ شعر «میثمند» همه


********************

مظاهر کثیری نژاد

شب شب خوشحالی بی وصف کوثردارهاست
روز روز محشر است و روز محشردارهاست

شب در میخانه خیل عاشقان صف بسته اند
صبح فردا نوبت مستی ساغردارهاست

عارفان تو سر از تن می دهند آخر به باد
ننگ امشب خورده بر پیشانی سردارهاست

هر که دستش بیش سهم شادباشش بیشتر
روز میلاد تو بانو! روز مجمردارهاست

نقره جایی که طلا باشد ندارد قیمتی
خانه ی موسی بن جعفر خانه زردارهاست

گرچه خوشبخت است هر کس که پسر دارد ولی
غالباً لطف خدا مشمول دختردارهاست

مثل مادر، مادری خرج برادر می کند
بخت پس در هر دو صورت یار خواهردارهاست

*************************

ولی الله کلامی زنجانی

عنوان این حدیث که از صادق و رضاست
بر  دوستان  آل  علی  مایۀ رجاست

فرموده اند آن دو امام  بزرگوار
ای شیعه شهر قم حرم اهلبیت ماست




موضوعات مرتبط: حضرت معصومه(س) - ولادت،مدح
[ 13 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

اشعار ولادت ومدح حضرت معصومه (سلام الله علیها)

مهدی رحیمی

روز تولدت به غلط روز دختر است
در اصل روز آمدنت روز خواهر است

شادند از حضور تو اهل جهان ولی
خوشحالی امام رضا جور دیگر است

امشب به اعتبار روایات مانده ام
میلاد توست یا شب میلاد کوثر است

وقتی پس از کریم تو تنها کریمه‌ای
اسم تو با امام حسن حاصلش زر است

از هر چه بگذریم نشد بگذریم از این
از خواهری که این همه عشق برادر است

دریاچه‌ی نمک سندش؛ بین اهل‌بیت
آری طعام سفره‌ی تو با نمک‌تر است

پس قلب این کویر به شوق تو می‌تپد
وقتی که کوه خضر برای تو منبر است

امشب حساب کرده ام از خانه تا ضریح
به نیت امام رضا هشت تا در است

با این حساب باز دل بیقرار من
آهوست توی مشهد و در قم کبوتر است

جمع دل من و دل هر کس به غیر تو
در بین صحن آینه جمع مکسر است

"ما را سری‌ست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند" هدیه‌ی ما باز هم سر است

جای بقیع و آن‌همه قبری که خاکی است
دیدم در این حرم چقدر سنگ مرمر است

او هم شبی شبی درست پدر را ندیده است
معصومه هم رقیه‌ی موسی‌بن جعفر است

*********************

سید محمد مظلومان

ساقی امشب غزلی ناب در این خُم دارد
جاده ‌ی عشق تمایل به سوی قم دارد

حسرت از سینه‌ ی لبریز غمم رفت و کنون
شوق در خاطر بی تاب ، ترنم دارد

بال سجاده‌ ی دل رخصت پروازش را
از غبار حرم قبله‌ ی هفتم دارد

بغض های گلویم پیش شما ای بانو
با لب گریه ام اظهار تکلم دارد

بی نگاه کرمت همت ما بی اثر است
قطره‌ ی دور ز دریا چه تلاطم دارد ؟

آب شور حرمت را بچشد گر زخمی
تا قیامت لب او میل تبسم دارد

از شما غیر شما هر چه بخواهم ضرر است
لب دریا چه کسی قصد تیمم دارد ؟

در صلاتین سر ظهر حرم می بینم
لذت بیشتری رکعت هشتم دارد

*********************

سید هاشم وفایی

یزدان به بشر آینـه ای انور داد
یک عالِمــه و کریمــۀ دیگـر داد
امروز خدا به دست جبریل امین
یک دستۀ گل به موسی جعفر داد

*********************

محسن ناصحی

در شان و مقام، به که دختر باشد
معصومه شده است تا که خواهر باشد
مانده است به مشهد برود یا شیراز
قم ماند که بین دو برادر باشد

***

مانند کبوتری که بالش خسته است
بیمار شده است و از پریدن خسته است
تا قم به هزار زحمت آمد از بس
خواهر به برادران خود وابسته است

***

یک روز عجیب محترم خواهم شد
محبوب ترین خاک عجم خواهم شد
معصومه به قم اگر نگاهم بکند
من کاشی سر در حرم خواهم شد

*********************

موسی علیمرادی

حکم کردند که بی عشق نفس مذموم است
شکر این سینه به عشق ازلی محکوم است
از رضایی شدن تک تک ما معلوم است
دل مسلمان شده ی فاطمۀ معصوم است

همگی مستی خود را ز همین خم داریم
هرچه داریم همه  از حرم قم داریم

به غبار قدم وصف تو محشر برسد
پای توصیف تو باید که برادر برسد
تا که در شأن تو مضمون برابر برسد
جای آنست که یک سورۀ کوثر برسد

لال در محضر تو بودن ما ، وصف شماست
ورنه این شعر همان قطره کنار دریاست

تو رسیدی و پدر صاحب دختر شده است
صاحب و آسیه و مریم و هاجر شده است
از گل خندۀ تو دهر معطر شده است
خواهری زینت آغوش برادر شده است

تا که قنداقۀ تو دست برادر افتاد
گوییا حق به حسین بن علی زینب داد

کعبه بر آل علی کرده گریبان را چاک
سایۀ چادر تو پهن شده در افلاک
تو همان عرش نشینی و من افتاده به خاک
من چگویم پدرت گفت ابوک به فداک

بگذارید بدانند تمام دنیا
پای این درس گرفتیم مسلمانی را

کرمت جلوه ای از بارش باران دارد
سفرۀ ما ز کرم خانۀ تو نان دارد
این همان نیک سرشتی است که انسان دارد
که ارادت به تو و شاه خراسان دارد

محک عشق تو در سینه انسان کافی است
هرکسی عشق نورزد به شما آدم نیست

دست از عشق محال است که ما برداریم
عشق خاک قدمت  بود ، اگر سر داریم
از بهار نفست شهر نیاسر داریم
عطر تو بود گلابی که به قمصر داریم

از زمانی که قدمهای تو آمد این سو
نمک سفرۀ ایران شده قم ای بانو
مینویسم به تو ای مقصد و مقصود حیات
مینویسم به تو از تشنه لب آب فرات

هرکه شد مست حسین از تو گرفته است برات
پرچم گنبد تو عرشۀ کشتی نجات
کاش  میشد که به دست تو خدایی بشویم
تا محرم همگی کرببلایی بشویم

*********************


وحید محمدی

تب باران گرفته چشمانم
مست باران ترانه می خوانم
بنویسید عبد معصومه
بنویسید غرق بارانم
بنویسید شیعه ی مولا
نوکری از تبار سلمانم
گاه پای ضریح معصومه
گاه پای ضریح سلطانم
و به لطف کرامت بی بی
سر این سفره باز مهمانم
من اگر بی قرار می چرخم
مست طعم لذید سوهانم

شب لبخند آسمانی هاست
شب بانوی مهربانی هاست

شده ام بار، بار معصومه
میثم روی دار معصومه
بی صدا حرف می زند امشب
نوکری از تبار معصومه
شوق بالای سر به سر دارم
شده ام بی قرار معصومه
در سرم فکر و ذکر دیگر نیست
تا که هستم کنار معصومه
و به قم اعتبار بخشیده
به خدا اعتبار معصومه
ماند حسرت به دل، به سر نرسید
عاقبت انتظار معصومه

به سرم هست شور معصومه
غرق نورم به نور معصومه

*ربنا بعد ربنا* آمد
نور، توحید، اهدنا آمد

همنشین فرشته های خدا
سفره دار ستاره ها آمد
با قدم های او بهشت آمد
با نفس های او خدا آمد
آسمان غرق نور سلطان شد
خواهر حضرت رضا آمد
هر کسی رفت سمت بیت النور
از در خانه مبتلا آمد
مفتخر شد به منصب شاهی
در این خانه هر گدا آمد

در این خانه نوکری خوب است
با فقیران برابری خوب است

سحر آورده، کوثر آورده
نفحاتی معطر آورده
به میان رواق آینه ها
چلچراغی منور آورده
از حوالی کوچه های خدا
بوی موسی بن جعفر آورده
نذر دیدار با امام رضا
چند تایی کبوتر آورده
شده از ریشه های چادر او
حاجت هر کسی بر آورده
و خدا هم به قم، نه معصومه
بلکه زهرای دیگر آورده

به نفس های قم کرم دادند
و به زهرای آن حرم دادند

هست بال و پر ولی الله
اول و آخر ولی الله
هست هم عمه ی ولی الله
هست هم خواهر ولی الله
هست زهرای دیگر این قوم
هست او دختر ولی الله
تاج روی سر پدر، دختر
هست تاج سر ولی الله
مادری کرده او برای رضا
بوده پس مادر ولی الله
همه ی عمر غرق برکت را
بوده در محضر ولی الله

درس خوانده به پای این منبر
پدر او فدای این دختر

*********************

محمد بیابانی

ای روزهای تار ای شب های دور از ماه
ای بیقراری های دائم با دلم همراه
ای بغض هایی که می آیید از سفر ناگاه
باری اگر شوق سفر دارید بسم الله

ای بغض های بیقرار روز و شب هایم
من نیز مانند شما دلتنگ زهرایم

هرچند گریانم تبسم میکنم امشب
بی تاب رو بر جانب قم میکنم امشب
در کوچه هایش خویش را گم میکنم امشب
انگار با زهرا تکلم میکنم امشب

در قاب عکسی خالی از قبری که ناپیداست
با قم نمایی دیگر از آن آشنا پیداست

ای آشنای بیقراری های این مردم
با تو رسیده تا مدینه پای این مردم
رنگ حقیقت یافته رویای این مردم
یا فاطمه یا حضرت زهرای این مردم

ای حامی امروز من فردا مرا دریاب
یا فاطمه در حشر چون دنیا مرا دریاب

اما جدا کن شاعر از غم حال دفتر را
بشنو صدای خنده ی موسی بن جعفر را
دریاب شور اشک های شوق مادر را
حالا بیا و ثبت کن ذوق برادر را

معصومه خانم چشم تا وا میکند امشب
دیده به رخسار رضا وا میکند امشب

آن شب مدینه شاهد زهرای دیگر شد
پیچید یاس و باز هم عالم معطر شد
شأن نزولش آیه های سبز کوثر شد
امروز در تقویم شیعه روز دختر شد

بانوی عالم حفظ کن دنیا و دینم را
دریاب خانم دختران سرزمینم را

در خاک مرده بذرهای علم می کاری
فیض حضورت در تمام حوزه ها جاری
در سایه ات دفن اند عالم های بسیاری
گلپایگانی ، حائری ، علامه ، خوانساری

شاگردهای مکتب ات استاد افلاک اند
صدها چو بهجت در جوار تربتت خاک اند

آه ای کریمه ای ملیکه عمه ی سادات
با کوله باری آمدم لبریز از حاجات
با دست خالی آمدن از پیش تو هیهات
پس باز قسمت کن که مثل اغلب اوقات

تا که به زودی زائر صحن رضا باشم
آقا بخواهد اربعین را کربلا باشم

*********************

سید هاشم وفایی


از خاک در عشق تیمم گیرید
در دست گلی غرق تبسم گیرید
از یمن قدوم حضرت معصومه
عیدی زکف امام هشتم گیرید

*********************


سجاد خودسیانی

بانو همیشه خیر شما میرسد به ما
از تو چقدر بوی رضا میرسد به ما

شاعرشدم که دعبل دربارتان شوم
هرچه نمیرسد،که  عبا میرسد به ما

این شور هیئتی جوانان شهرمان
از آب شور شهر شما میرسد به ما

وقتی مزار حضرت زهرا مزار توست
بوی بهشت هم زِ دوجا میرسد به ما

از لطف بیکرانه ی تو جمکرانی ام
از هرسه شنبه حس دعا میرسد به ما

بانو جواب پرسش من را خودت بده
آیا برات کرببلا میرسد به ما؟

*********************


محمود ژولیده

چیست جان، جان نثار معصومه
چیست گل، از تبار معصومه
صلوات و سلام آل رسول
هدیۀ ما نثار معصومه
با کریمه کرامت احیا شد
دست تقدیر یار معصومه
ماه ذیقعده هدیۀ زهراست
ابر رحمت بهار معصومه
دهۀ پر کرامت رضوی
نمی از اعتبار معصومه
مظهر اقتدار و قدرت کیست
قدرت آشکار معصومه
أمة الله بعد فاطمه اوست
بندگی افتخار معصومه
سالها بیقرار و بیتابش
پدر بیقرار معصومه
ماهها بود که امام رضا
میکشید انتظار معصومه
زینب دوم بنی هاشم
خالقش رازدار معصومه
نوری از فاطمه درخشید و
شد سراسر دیار معصومه
خلأ بارگاه زهرایی
پر شود با مزار معصومه
زندگی در کنار سلطانش
بهترین روزگار معصومه

باب حصن حصین سرمد اوست
تا به قم امتداد مشهد اوست

سحر آنشب عشق دیگر داشت
خلقت آنروز دست برتر داشت
طالع فجر و دختر خورشید
آسمانها چقدر اختر داشت
فرش با عرش گفتگو میکرد
کیست چون من که تاج، بر سر داشت
کیست این بانوی مجلله که...
مقدم او صفای دیگر داشت
با تبسم امام کاظم گفت:
همچو معصومه ام که دختر داشت
خندۀ او دل پدر را برد
دیده سوی رضا مکرر داشت
چهره، گویای همتی والا
وجهه اش ، وجهۀ پیمبر داشت
از همان ابتدا که دیده گشود
هیبت و اقتدار حیدر داشت
فاطمی خلق و فاطمی سیرت
نور زهرا و عطر کوثر داشت
بانویی مثل زینب کبری
دل محزون و دیدۀ تر داشت
روز اول که دیده اش وا شد
همچو زینب غم برادر داشت
دور تا دور از برادرها
گل ستانی پر از صنوبر داشت
همه را مرد راه مولا ساخت
نیتی تا قیام رهبر داشت

غربت حضرت رضا را دید
یاری اش کرد و کربلا را دید

کلماتش تمام، وحیانی
حرکاتش تمام، قرآنی
نام نیکش محدثه، یعنی:
با مسمی ترین سخندانی
عالمه بودن و مطیع امام
این همان معنی مسلمانی
پدرش گفت:جان بقربانت
که همه فقه را تو می دانی
مجتهد پرور و مجاهد ساز
داده در راه دوست قربانی
دورۀ اختناق عباسی
خفقان را شکست، طوفانی
او که دیده امام در تبعید
او که دیده امام زندانی
نهضتی با برادرانش کرد
در ره دلبر خراسانی
اولین کربلای ایران را
او رقم زد برای ایرانی
چون صدای قیام او پیچید
متحد شد سپاه ایمانی
گر چه هجده برادر از کف داد
و خودش کشته شد به آسانی
همچو زینب نشد اسیر اما
همچو زینب ندید مهمانی
شام تا کوفه تازیانه نخورد
سنگ و سیلی نخورد هر آنی

قم از او یافت چونکه خوشنامی
هدیه شد انقلاب اسلامی

*********************

محمد قاسمی

قسمْ به صبح دل انگیز این حرم، بانو
جهانِ ماست بدون تو چون عدم، بانو

هزار و یك در رحمت به روی ما وا شد
چو آمدیم به صحن تو صبحدم، بانو

نمی شدیم جدا از حریم تان، حتّیٰ
نداشتیم اگر داغ و درد و غم، بانو

از آستان ملك پاسبان تان، عُمری ست
ندیده ایم بِوالله، جُز كرم، بانو

نفس نفس زدن ماست وقف نوكری ات
چرا كه فرصت عُمْر است مُغتـنم، بانو

اگرچه خاك كف پات نیستیم، امّا
غبار راه تو هستیــم دست كم، بانو

دُرُست، بهره ای از شاعری نبردم من
ولی به عشق شما می زنم قلم، بانو

درون پوست خود از شعف نمی گُنجم
همین كه دور و برت می زنم قدم، بانو

یكی دو تا كه نه، اینجا هزارها سائل
شدند یك شبه نزدِ تو مُحتشم، بانو

امام زاده ی بی مثلِ واجبُ التَّعظیم
به محضر تو فلك گشته است خَم، بانو

چو میرزای قمی و چونان بروجردی
مجاوران تو هستند محترم، بانو

مُدام در ره اثباتِ جُرم می كوشد
كسی كه شد به ولای تو مُتّهم، بانو

به راه روزی خود گرچه لنگ هم بزنیم
نمی خوریم به اسم شما قسم، بانو

رواست این كه بخوانیم زینبت وقتی
دو خواهرید، ز هر حیث مثل هم، بانو


*********************

ولی الله کلامی زنجانی

معصومه یی کریمۀ والای اهلبیت
گنجینۀ ولایت  کبرای اهلبیت
اخت الرّضا و دختر موسی بن جعفری
قبرت به قم نشان تجلای اهلبیت

*********************


امیر عظیمی

روزی طبع مرا باز کرامت کرده
آنکه همواره به این سینه عنایت کرده
از خودش دم زده در شعر قیامت کرده

باز هم از کرم فاطمۀ معصومه
دل من شد حرم فاطمۀ معصومه

چقدر شهر قم امروز مسافر دارد
چقدر کوچه به سمت حرم عابر دارد
وه که اینجا چقدر فاطمه زائر دارد

حرم مادر سادات همین است اینجا
قم نگو، بلکه بگو شهر مدینه است اینجا

باز هم نور بهشتی خدا تابیده
خاتم از سدرۀ حق کوثر دیگر چیده
این گلابی که خدا بر سر ما پاشیده

عطرش از باغ وجود گل حورا آمد
ید بیضاست که در خانۀ موسا آمد

دختر صوم و دعا، حضرت معصومه سلام
خواهر صبر و رضا، حضرت معصومه سلام
عمه ی جود و عطا، حضرت معصومه سلام

ای کریمه سند حوزه و دین هستی تو
بخدا شافعۀ اهل زمین هستی تو

با تو ثابت شده دیدار رضا قیمتی است
یک نظر بر گل رخسار رضا قیمتی است
بذل جان در سر بازار رضا قیمتی است

هر چه دارم همه از آل محمد دارم
شکر، در کشور ایران قم و مشهد دارم

به دلم آینه بندان حرم شوکت داد
ای کریمه کرمت بود به ما بهجت داد
قم ز لطف تو به ایران چقدر عزت داد

تا در ایران علم نهضت روح الله است
دست کفار به سمت حرمت کوتاه است

ای که تو عمه سادات شدی چون زینب
باعث فخر و مباهات شدی چون زینب
یک تنه فاطمه مرآت شدی چون زینب

کاش زینب حرمش چون تو در این میهن بود
نزد ما گنبدش از هر خطری ایمن بود

عمه ات زینب کبری چقدر غم دیده
بی برادر که شده از همگان رنجیده
دشمنش وقت اسارت به غمش خندیده

جای دارد که بمیرند تمام عالم
دختر فاطمه و هلهله ی نامحرم




موضوعات مرتبط: حضرت معصومه(س) - ولادت،مدح
[ 13 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

زمینه

 

خورشید عشقی و محبوب داوری

شیخ الائمه ای،از نسل کوثری

حسن تو جلوه ی روی

معبود خالق سرمد

ذکر دلم به دو دنیا

یا جعفر بن محمد

یا جعفر بن محمد

******

در عرصه ی جهاد ای مرد کارزار

علم میکند کاری چو ذولفقار

آوای نام الهی

تسبیحِ بر لبت آقا

پیر خرد ز ازل شد

شاگرد مکتبت آقا

یا جعفر بن محمد

******

از بار محنت و غربت خمیده ای

دنبال مرکب دشمن دویده ای

دنبالِ آن همه جانی

جانت رسیده چو بر لب

شد زنده چو بهر محبین

داغ اسارت زینب

یا جعفر بن محمد

 



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

نوحه – واحد

 

اشک مصیبت از هر دیده روان شد

یا حضرت صادق ذکر عاشقان شد

واغربتا

شد با شور و نوا ، در عرش معلا

زهرا صاحب عزا

واویلا واویلا

******

تسلیت یا زهرا از داغ پسرت

شد نوحه خوان او اشک چشم ترت

مثل شما

خانه اش سوزان شد ، حالش پریشان شد

دیده اش گریان شد

واویلا واویلا

******

قلب حزینش را در غم می نشاندند

او را به دنبال مرکب می دواندند

بر محبین

شد زنده با آلام ، داغ کوفه و شام

سنگ بالای بام

واویلا واویلا

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

نوحه

 

مرثیه می‌خوانم با دیدگان تر

شد کشته از کینه فرزند پیغمبر

یا حضرت صادق

******

ازین غمِ عظمی شوری به پا گشته

یثرب ازین ماتم دارُالعزا گشته

یا حضرت صادق

******

با کوله باری از رنج و غم و غربت

امام صادق شد راهی سوی جنّت

یا حضرت صادق

******

ازین مصیبت ها دارد نوا مولا

پاره جگر گشت از زهر جفا مولا

یا حضرت صادق

******

شیخ الائمه شد فداییِ قرآن

با نوحه و نُدبه دارد بقیع مهمان

یا حضرت صادق

******

امام صادق چون دلخون و خسته شد

مهمان بانویی پهلو شکسته شد

یا حضرت صادق

******

با دیدنِ مادر در دل شرر افتاد

به یاد غمهای دیوار و در افتاد

یا حضرت صادق

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

واحد

 

پاره جگر گشته ، زِ جور زهر کین

امام صادق شد ، شهید راهِ دین

با ذکر یا زهرا ، به ناله ی یا رب

رئیس مذهب شد ، فداییِ مکتب

یا حضرت صادق

******

با اهل بدعت در ، مخالفت بوده

تمامیِ عمرش ، مجاهدت بوده

باشد کلامش از ، نور حق آکنده

با قالَ صادق شد ، دین خدا زنده

یا حضرت صادق

******

چون که گرفت آتش ، خانه ی آن مولا

مرثیه ای سر داد ، به یاد عاشورا

به یادِ آن روزی ، که خیمه ها میسوخت

قلوب اولادِ ، خیرالنساء میسوخت

یا حضرت صادق

******

یا حضرت صادق ، ما را خدایی کن

ما را به راه عشق ، کرببلایی کن

ما را به آلُ الله ، بیا و زینت کن

ما را خودت اهلِ ، علم و فضیلت کن

یا حضرت صادق

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

واحد

 

الا بر خلایق ، چو قرآنِ ناطق

امامُ العالمین ، یا حضرتِ صادق

عزیز پیمبر ، وجودِ مطهّر

شدی چون گل از کینه پرپر

یا مولا یابن الزهرا

******

دل زهرایی ات ، غمینِ عاشورا

همیشه بوده ای ، حزینِ عاشورا

تو ای مِهرِ مذهب ، همه روز و هر شب

شدی مرثیه خوانِ زینب

یا مولا یابن الزهرا

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

شور

 

به یادِ امام صادق ، حاجت دلا همینه

به زودی باشه ایشالا ، وعده ی ماها مدینه

مدینه شهر غربت و غم ، مزار بانوی بی حرم

می‌سوزه اونجا دلهای اهل ولا

آره میریم به زودی زود ، با نابودی آل سعود

از مدینه به جانب کرببلا ، یاد شهدا

مولا یا حسین آبروی عالَم اشک ماتم تو

آقا دل ما ، هوایی شده برا محرّم تو

آتیش دلا ، سوز غم تو

******

(نوکر خوبی نبودم ، خودمم میدونم آقا

ولی من هر چی که باشم ، پای تو می مونم آقا

دم غروب میگیره دلم ، نگو حرم که میره دلم

همه ی خوبا رفتن من موندم و آه

به جون هر چی مَرده قسم ، اگه به کربلا برسم

برا تو می میرم تنها با یه نگاه

میبینی آقا شده گریه کارِ نوکرت شب و روز

میبینی آقا چقَدَر حرم نرفته مونده هنوز

میبینی آقا میبینی آقا)

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

شور

 

نالایقم ، من عزادار امامِ صادقم

با خونِ دل ، غصه دار غربت شقایقم

بدم ولی ، به آقای مهربونم عاشقم

واویلا ، آه

******

من شنیدم ، شبونه تو کوچه ها کشوندنش

به دنبالِ ، مرکب خصم لعین دَووندَنش

نا نجیبا ، بین بزم دشمنا نشوندش

واویلا ، آه

******

یادم اومد ، مجلس شراب و اندوه و بلا

یادم اومد ، غصه های زینب و طشت طلا

یادم اومد ، خیزران و لب شاه کربلا

واویلا ، آه

******

چی بگم از ، بی حیاییِ عیان و منجلی

چی بگم از ، غصه های ابدی و ازلی

چی بگم از ، چشم نامَحرم و ناموس علی

واویلا ، آه

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

نوحه

 

با قلب خون با چشم تر

شهر مدینه نوحه گر

یا فاطمه کشته شده فرزند تو

دلخون بقیع از ماتم دلبند تو

واویلتا واویلتا واویلتا واویلتا

******

از خانه ی شعله ورش

شد تازه داغ مادرش

بار دگر مدینه و آتش و دود

فرزند ابراهیم و کینه ی نمرود

واویلتا واویلتا واویلتا واویلتا

******

میبرد با حال جانکاه

قاتل او را در قتلگاه

پا برهنه در کوچه این سو به آن سو

شرمی نکردند از موی سپید او

واویلتا واویلتا واویلتا واویلتا

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

زمزمه

 

بیائید بیائید ، عزا خانه ی صادق

که پاره پاره گشته ، دل مصحف ناطق

که این امام مظلوم

شده شهید و مسموم

واویلا واویلا

******

بگیرید بگیرید ، روی دوش تن او

بسوزید بسوزید ، کنار بدن او

که این امام مظلوم

شده شهید و مسموم

واویلا واویلا

******

بگوئید بگوئید ، بخوان نوحه مدینه

که صدیقه ی کبری ، زند بر سر و سینه

که این امام مظلوم

شده شهید و مسموم

واویلا واویلا

 




موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

نوحه

 

در مدینه پرپر شد مصحف ناطق ، امام صادق

جگرش میسوزد چون دشت شقایق ، امام صادق

ملائک در سما

نوحه خوان در عزا

واویلا واویلا واویلا واویلا

******

غم روی غم بر دلش می‌بارد شرر ، مانند مادر

از در خانه اش شد آتش شعله ور ، مانند مادر

بر شیخ الائمه

نوحه گر فاطمه

واویلا واویلا واویلا واویلا

******

نیمه شب می رود و خون می‌گرید ماه ، بی جرم و گناه

می‌برد قاتل او را سوی قتلگاه ، بی جرم و گناه

رهبر مذهب است

جان او بر لب است

واویلا واویلا واویلا واویلا

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

نوحه

 

سینه ی خونین دلان ، دشت شقایق گشته است

شعله ور از ماتم خورشید صادق گشته است

چشم عالم خون فشان

شد مدینه نوحه خوان

امام صادق ، امام صادق

******

در میان خانه ای که بوده چون بیت الحرام

بین آتش روضه می خواند امام ابن امام

در کجایی مادرم

بین خلیل دیگرم

امام صادق ، امام صادق

******

آنکه پایش را به دوش آسمانها می نهد

وای من در کوچه ها پای برهنه می دود

صبر و غربت را ببین

این مصیبت را ببین

امام صادق ، امام صادق

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

نوحه

 

ای خدا پاره جگر ، مصحف ناطق شد

ای بقیع نوحه بخوان ، ماتم صادق شد

در مدینه چه عزایی و چه محشر شده است

چه ستم ها که به اولاد پیمبر شده است

یا امام صادق

******

دل خون دیده ی تر ، سینه ام غرق شرر

خانه ام در آتش ، در کجایی مادر

از تب زهر ، بسوزد جگر من  چه کنم

طائر قدسم و در آتش دشمن  چه کنم

یا امام صادق

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام صادق (ع) بهمراه سبک

نوحه

 

یارب خون می‌گرید شهر مدینه

صدیقه ی کبری زند به سینه

شد کشته صادق ، از زهر جانکاه

یاصاحب الزمان ، آجرک الله

******

رئیس مذهب را با قلب خسته

پای برهنه و با دست بسته

قاتل می‌برد ، سوی قتلگاه

یاصاحب الزمان ، آجرک الله

******

آتش زبانه زد از خانه ی او

می‌لرزد از ستم دردانه ی او

با یاد زهرا ، از دل کشد آه

یاصاحب الزمان ، آجرک الله

 

دریافت سبك



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)

واحد

 

اجل بیا عمری در انتظارم واویلا واویلا

زهر جفا وا کن گره ز کارم واویلا  واویلا

دشمن کشد شمشیر اگر به رویم

یا فاطمه یا فاطمه بگویم

ناله ی قدسیان رسد از سما

سیدنا ، صادق آل عبا

******

آتش گرفته جگرم مدینه واویلا واویلا

از همه مظلوم ترم مدینه  واویلا واویلا

شمع شدم تمام پیکرم سوخت

خانه ی من شبیه مادرم سوخت

دوباره شد فاطمه صاحب عزا

سیدنا ، صادق آل عبا

******

من یادگار داغ مرتضایم  مدینه مدینه

با دست بسته بین کوچه هایم مدینه مدینه

حیا نکردند از موی سپیدم

نفس زنان تا قتلگه دویدم

مدینه از غصه شده کربلا

سیدنا ، صادق آل عبا

 

دریافت سبك

میثم مومنی نژاد



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)

واحد

 

بقیع نوحه خوان گشته با چشم تر

دوباره مدینه شده شعله ور

در آتش بسوزد در خانه ای

رود زاده ی فاطمه پشت در

امان ای امان ، آه و واویلتا

******

به بیت الهی نشد احترام

هجوم آورد دشمن از روی بام

شکسته شده بغض غم در گلو

شکسته شده حرمت یک امام

امان ای امان ، آه و واویلتا

******

شب از داغ او دلغمین گریه کرد

در آن کوچه ها چشم دین گریه کرد

به دستان او آسمان بوسه زد

به پای برهنه ، زمین گریه کرد

امان ای امان ، آه و واویلتا

 

دریافت سبك

میثم مومنی نژاد



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

نوحه .زمزمه.شور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)

نوحه

 

کشته ی زهر کینه شد امام صادق

ماه غم مدینه شد امام صادق

پاینده از او ، شد دین طاها

گریان به جنت ، گردیده زهرا

آه و واویلا ، عزیز زهرا

******

قرآن ناطق در ره قرآن فدا شد

گریان برایش در جنان خیرالنسا شد

مانند زهرا ، جانانه ی او

آتش زده خصم ، بر خانه ی او

آه و واویلا ، عزیز زهرا

******

او وارث جد غریبش در بلا بود

هر دم به یاد اشک و آه کربلا بود 

امام صادق ، نور دو عین است

بانی روضه ، بهر حسین است

آه و واویلا ، عزیز زهرا

 

دریافت سبک



موضوعات مرتبط: معصوم هشتم

برچسب‌ها: نوحه زمزمهشور شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام)
[ 7 / 5 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

فساد برخی مسوولین وحقوق های نجومی



محمد مهدي سيار
محکوميت حقوق هاي نجومي


اين يک، مشغول خوردن و بردن شد
آن، مسئول شکم در آوردن شد!

در عهد بخور بخور نخوردن جرم است
تکليف من و تو خون دل خوردن شد

***

اين بسته کمر يکسره در خدمت ما
آن خسته جگر در طلب راحت ما

از «عدل» هزار قصه گفتند ولي
جز «قسط» نشد آخر سر قسمت ما!

***

کي موسم پژمردنشان مي آيد؟
پايان دل آزردنشان مي آيد؟

ديديم زمين خواري شان را يا رب!
کي روز زمين خوردنشان مي آيد؟



موضوعات مرتبط: فساد برخی مسوولین
[ 22 / 4 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

عفاف و حجاب

سید هاشم وفایی

درد بسیار است و درمانش کجاست
با که باید گفت، در این جامعه
آه باید گفت ،می ترسم شود
ضایعه تبدیل بر یک فاجعه

جامعه از بی حجابی پرشده
چشمۀ غیرت مگر خشکیده است
زین همه بی دردی و بی غیرتی
از رگ هر شیعه خون جوشیده است

دل که از گرد گنه گردد سیاه
زندگی را بر سیاهی می برد
عاقبت ای سیل ویرانگر بدان
هستی ات را تا تباهی می برد

شرم می آید مرا اما بدان
بی حجابی شیوۀ حیوانی است
پوشش زیبای ایمان و شرف
بهترین تصویری از انسانی است

مکتب ما درس عزت می دهد
خواهر من بی حجابی ذلت است
قیمت گوهربدست گوهری است
ارزش هر زن حجاب و عفت است

گفت پیغمبر که در راه خدا
هرکه کوشد حق نویدش می دهد
هر زنی که پایبند عفت است
لطف حق اجر شهیدش می دهد

خواهرم باید چنین باور کنی
چادر تو انزوا، پاگیر نیست
تا کجا رفتی نمی دانم ولی
زود  اگر برگردی از ره، دیر نیست

ای مسلمان در پناه اهلبیت
خویش را بر حکم دین تسلیم کن
کار و رفتار و حجاب خویش را
خوب با احکام دین تنظیم کن

گر برای خویش خیری خواستی
این دعا ی تو برای ما همه است
ای مسلمان از پی هرکس مرو
بهترین الگوی هر زن فاطمه است

هیچ میدانی که بهر حفظ دین
درد هایی روز و شب زهرا کشید
فاطمه  در راه این روشنگری
پشت در فریاد واویلا کشید

زینبش شد قافله سالار نور
آه را بر اشکهای گرم بست
با کلام و خطبه های آتشین
راه را برمردم بی شرم بست

آه ،در بین هیاهوهای جنگ
درتهاجم بر حریم خیمه ها
کودکی با گریه می گفت عمه جان
معجری داری برای سر مرا

هیچ میدانی حسین بن علی
آنکه با خون، عزم دشمن را شکست
با ورود اهلبیت او به شام
چشم خود را در میان تشت بست

با چنین احوال من شرمنده ام
منت از اشک ندامت می کشم
ای «وفایی» لب فرو بند و مگو
دیگر از مهدی خجالت می کشم

*************************

علیرضا خاکساری

وقتی حجاب از منظر مادر می افتد
حجب و حیا هم از سر دختر می افتد
شرمنده ایم از چادر خاکی زهرا
امروز اگر چادر زیاد از سر می افتد

*************************

عارفه دهقانی

زیر عبای شب بپوشان قرص ماهت را
فرمانده ی اسرار !...پنهان کن سپاهت را

کم نیستی!  بانوی قصر امپراطوری!
نگذار  سربازان برنجانند شاهت را

با احترام آمد زمین، شهزاده ی باران
تا که ببوسد گوشه ی چادر سیاهت را

رد شو...چنان قدیسه ای در بارگاه قدس
چون حضرت زهرا نظر کرده است راهت را

تو حُرمتی داری که تنها بین این تَن ها،
آیینه میبیند فقط عمق نگاهت را

*****

روی هرچی به غیر از عشق
می بندی نگاهت رو
کسی جز آینه،کامل
ندیده روی ماهت رو

تو با آرامشت، امروز
یه دنیا رو تکون میدی
توی هر فتح، با چادر
حضورت رو نشون میدی

خدا میخواس توی دنیا
تو کاملتر بشی...آره!
حجابت آبرو داده
به هرکی كه دوسِت داره

خیابونای رنگی باز
پر از حسِّ دل آشوبه
تو این آشفتگی، واسم
بهشت چادرت خوبه

مث گل های مصنوعی
دروغه خیلی از عشقا...
تو اما یاس سجاده!
پر از عطری...پر از زهرا

*****

چادرت ای ماه من! آغاز صبحی دیگر است
ابروانت زیر ابر روسری زیباتر است

سخت گیری نیست چادر!...ابتدای راحتی ست
دخترم! این بهترین ارثیه ی یک مادر است

مادر ما حضرت زهراست! باور کردنی ست
مادری که از همه زن های این عالم سر است

کودکی را زینبی باش...آخرش با فاطمه!
از همین حالا حجاب تو ،جهاد اکبر است

چادرت دارد زمین را آب و جارو میکند!
میهمانت آمد از راه. .. آسمان پشت در است!





موضوعات مرتبط: عفاف و حجاب

برچسب‌ها: اشعار مرتبط با حجاب وعفاف
[ 22 / 4 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

بهانه سالروز تخریب بقیع


سید هاشم وفایی


این چار مزار نور، جان شیعه است
منظومه خورشید نشان شیعه است
این بقعه ی توحید، بقیع دل ماست
گلدسته ی این حرم زبان شیعه است

*************************

سید هاشم وفایی

ای مدینه جلوگاه کبریا
ای تجلی گاه انوار خدا

ای مدینه ای تو مشکوی بهشت
عطر خاکت خوشتر از بوی بهشت

ای زمینت لاله زار اهلبیت
ای امین و راز دار اهلبیت

ای حریمت قبله گاه اهل دل
ای نسیمت با رگ جان متصل

ای به گِردَت  کعبۀ دل در طواف
خفته در تو اسوۀ شرم و عفاف

در تو خورشید نبوت خفته است
درتو ناموس ولایت خفته است

"نقش هستی نقشی از ایوان توست"
"آب و باد و خاک سرگردان توست"

ای گلستان گل و آلاله ها
ای نیستان تمام ناله ها

ای وصیتنامۀ درد علی
نخل هایت دست پرورد علی

ای مدینه جانِ جان ما توئی
آیه های صبر را معنا توئی

ناله های مرتضی در گوش توست
هستی او خفته درآغوش توست

لب گشا از محنت زهرا بگو
از غم و درد علی با ما بگو

فاش کن آن گوهر ناسفته را
راز های گفته و ناگفته را

گرکه عمری سخت پابند توام
چون «وفائی» آرزومند توام

*************************

غلامرضا سازگار

ای اهل دل را جنّة الاعلا مدینه
باز آمدم آغوش خود بگشا مدینه

آغوش بگشا کز رضا باشد سلامم
بر تربت گمگشتۀ زهرا مدینه

آغوش بگشا تا ز باب جبرئیلت
آیم حضور خواجۀ اسری مدینه

آغوش بگشا تا کنم با چشم گریان
گمگشتۀ سادات را پیدا مدینه

آغوش بگشا تا کنار قبر زهرا
گریم به یاد گریۀ مولا مدینه

آغوش بگشا تا پر پرواز گیرم
گردم به دور قُبّة الخضرا مدینه

آغوش بگشا تا کنم تشییع در شب
با شیر حق تابوت زهرا را مدینه

آغوش بگشا تا به دیوار بقیعت
صورت گذارم با تن تنها مدینه

آغوش بگشا تا بسوزم در بقیعت
چون شمع سوزان در دل شبها مدینه

آغوش بگشا تا کنار چار قبرت
از اشگ گردد دیده ام دریا مدینه

آغوش بگشا تا ستون توبه ات را
گیرم به بر با گریه و نجوا مدینه

آغوش بگشا تا به قبر حمزه گریم
بر غربت انسیّة الحورا مدینه

آغوش بگشا تا بگریم در دل شب
مثل علی در دامن صحرا مدینه

آغوش بگشا و بگو از خانۀ وحی
دود از چه رو شد بر فلک بالا مدینه

آغوش بگشا و بگو حامّی حیدر
افتاد پشت در چرا از پا مدینه

"میثم" سؤالی دارد از تو پاسخش ده
زهرا کجا و سیلی اعدا مدینه؟

*************************

غلامرضا سازگار

اشکم به رخ، خونم به دل، آهم به سینه است
ای زائرین، ای زائرین این جا مدینه است

شهری که خاکش آبرو بخشد به جنّت
شهر محمّد شهر قرآن، شهر عترت

در هر وجب صدها چراغ راه دارد
نقش از قدم های رسول الله دارد

ای جا محمّد عالمی را رهبری کرد
هم یار امّت بود و هم پیغمبری کرد

ای جا ستمکاران کافر عهد بستند
پیشانی و دندان پیغمبر شکستند

این جا شرار آه جبریل امین ریخت
خون از سر و روی محمّد بر زمین ریخت

این جا علی پروانه سان گرد پیمبر
گردید تا آمد نور زخمش به پیکر

این جا دل پیغمبر اسلام خون شد
این جا جگر از پهلوی حمزه برون شد

این جا محمّد داغها بر سینه اش ماند
زنگ غم و اندوه بر آئینه اش ماند

این جا قدم بر عرش اعلامی گذارید
چون پا به جای پای زهرا می گذارید

این جا مراد از قبّة الخضراء بگیرید
این جا سراغ از تربت زهرا بگیرید

این جاست کعبه نه، زکعبه بهتر این جاست
هم فاطمه هم تربت پیغمبر این جاست

آوای وحی آید زدیوار رفیعش
هم باب جبرائیل و هم باب البقیعش

در بین آن محراب و منبر جا بگیرید
بوسه زقبر مخفی زهرا بگیرید

گلزار وحی و روضۀ طاهاست این جا
آتش گرفته خانۀ زهراست این جا

پشت در این خانه نزدیک همین قبر
زهرا کتک خورد و علی بگریست چون ابر

خورشید در این کوچه ها گردید نیلی
بلبل سراپا سوخته گل خورد سیلی

این جا امیرالمؤمنین را دست بستند
تا با لگد پهلوی زهرا را شکستند

این جا کشیده بر فلک آتش زبانه
این جا گلی پرپر شده با تازیانه

این جا به زیر پای مردم کوثر افتاد
تنهای تنها فاطمه پشت در اوفتاد

پیوسته چشم شیعه اینجا خون فشان است
زیرا زیارتگاه قبری بی نشان است

قبری که هر قلبی بیاد او کباب است
قبری که تنها زائر او آفتاب است

قبری غریب و بی رواق و بی نشانه
بر خاک آن صورت نهد طفلی شبانه

قبری که مخفی در دل تنگ زمین است
خاکش گل از اشک امیرالمؤمنین است

قبری که ما گشتیم و پیدایش نکردیم
از دور هم حتی تماشایش نکردیم

این قبر، قبر دختر پیغمبر ماست
با آن که پیدا نیست چون جان در بر ماست

این قبر احمد، این بقیع و قبرهایش
گلهای پرپر گشته اما با صفایش

آن فاطمه بنت اسد آن ام عباس
این قبر ابراهیم، احمد را گل یاس

این مجتبی این قبر بی شمع و چراغش
این سید سجاد با آن درد و داغش

این باقر و این صادق آل محمّد
این قبر عباس آن عموی پیر احمد

این قبرها را یک به یک دیدیم اما
یابن الحسن، یابن الحسن، کو قبر زهرا

این جا محمّد رازها در پرده دارد
این جا امیرالمؤمنین گُم کرده دارد

این جا شرار، از سینۀ عالم برآید
جا دارد ار جان از تن میثم برآید



موضوعات مرتبط: تخریب قبور بقیع
[ 22 / 4 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]

تقدیم به مدافعان حرم بی بی زینب(س)


مهدی مقیمی

یا حسین گویان عالم در پناه زینبند
عرشیان مأمور حفظ بارگاه زینبند
گوشه ای از این حرم حاشا که بردارد خراش
تا زمانی شیعیان مردِ سپاه زینبند

***

کیست گوید یک نفر همپایۀ عباس اوست
عشق این خواهر همه سرمایۀ عباس اوست
بارگاه زینب و تخریب؟!... حرفش را مزن
این حرم تا حشر زیر سایۀ عباس اوست

**************************

حسین جمالی

در خط جهاد همیشه گمنام شدند
با ذکر حسین و زینب آرام شدند
اینان نه فقط مدافعان حرم اند
امروز مدافعان اسلام شدند

***

خوشا آنان که زینب یارشان شد
صداقت در عمل گفتارشان شد
به عباس اقتدا کردند و رفتند
علمدار حسین سردارشان شد

**************************

امیر عظیمی


بهار می رسد از راه... جایتان خالی
مسافران الی الله... جایتان خالی
دوباره روضه ی مادر، دوباره "فاطمیه"
مدافعان حرم... آه... جایتان خالی

**************************

عارفه دهقانی

خوب میدانم که خیلی عاشقی
 مطمئنم دوستم داری زیاد
خوب میدانی که من عاشقترم
دوست تر دارم تو را...آری... زیاد

عشق ما باید که طولانی شود
بیش از این دنیا که در تاب و تبیم
هرچه که دارم فدای عشق تو
ما ولی هر دو فدای زینبیم

پس بیا این آب و این هم آینه
رد بکن از زیر این قرآن مرا
با همان انگشتر فیروزه ات
دور کن از  چشمْ‌زخم جان، مرا

باز هم کنج خرابه مانده است
ضجه های وا حسین خواهری
گریه ی بانو رقیه جان گرفت
آه...گویا باز هم بر نی، سری 

بیشتر از این مرا رسوا مخواه
اذن میدان را بده بانوی من
عزتی داده به سرباز حرم
دست خود را تا گرفته سوی من

می روم...رزق شهادت را بخواه
آنچه را که در پی اش روز و شبیم
کاشکی میر و علمدارش شویم
کُلُّنا عباسُک یا زنبیم

**************************

یوسف رحیمی

تا چند از این داغ لبالب باشیم
در آتشِ آه و حسرت و تب باشیم

امروز در باغِ شهادت باز است
ای کاش فدائیان زینب باشیم

**************************

یوسف رحیمی

گرفته درد ز چشمم دوباره خواب گران را
مرور می‌کنم امشب غم تمام جهان را

غم عراق و یمن را که شعله‌شعله در آتش
غم دمشق پریشان و غزّه‌ی نگران را

دلارهای یهودی، ریال‌های سعودی
ببین که برده به غارت چگونه امن و امان را

چه کودکان یتیمی که مانده بی‌سر و سامان
چه مادران غریبی که برگ‌ریزِ خزان را...

صدای ناله و شیون زِ هر کرانه بلند است
چگونه خواب ربوده‌ست چشم آدمیان را؟

جهان اگر چه کویر سکوت و بهت و تماشاست
در این دیار ببین رودهای در جریان را

ببین شکوه و شهامت چگونه ریشه دوانده
ببین قیامت قد هزار سرو روان را

ببین که عشق حسینی و آرمان خمینی
چگونه باز به میدان کشانده پیر و جوان را

درود بر شرف و عزت جوانِ دلیری
که در هوای حرم نذر می‌کند سر و جان را

چگونه دم بزنم از مدافع حرم عشق
چگونه وصف کنم آن حماسه‌های عیان را

سلام ما به خلیلی و صابری و علی‌دوست
به غیرت همدانی که خیره کرده جهان را

سلام ما به عزیزی و باغبانی و عطری
چه عاشقانه برانگیختند رشک جنان را

درود بر تقوی، شاطری و فاطمی‌اطهر
که خوانده‌اند «أ وَفَیتُ»* به‌لب امام زمان را

سلام بر سر اسکندری که بر سر نیزه
گرفت از دل هر بی‌قرار تاب و توان را

"سری به نیزه بلند است در برابر زینب"
خدا کند که نبیند رقیه زخم سِنان را

سری که بر سر نیزه رهاست عطر صدایش
وَ غرق نور خدا می‌کند کران به کران را

و «أی منقلبٍ» می‌رسد به گوش دوباره
دمی نمی‌برم از یاد شمرهای زمان را...

***

* روز عاشورا عمرو بن قرظة الانصارى از امام حسین(ع) رخصت جهاد گرفت و پس از این‌که امام(ع) اجازه فرمود، جنگى چون جنگ مشتاقان به پاداش کرد و جمع زیادی از سپاه ابن زیاد را به هلاکت رساند. او دلاورانه در محافظت از امام(ع) ایستادگی کرد تا این‌که بر اثر کثرت جراحات به خاک افتاد. آن‌گاه رو به امام حسین(ع) عرض کرد: «یَا ابْنَ رَسُولِ الله أَ وَفَیْتُ؛ یا بن رسول الله آیا به عهدم وفا کردم؟» امام(ع) در پاسخ فرمودند: «نَعَمْ أَنْتَ أَمَامِی فِی الْجَنَّةِ فَاقْرَأْ رَسُولَ الله عَنِّی السَّلَامَ وَ أَعْلِمْهُ أَنِّی فِی الْأَثَرِ؛ آرى تو پیشاپیش من در بهشتى، به رسول الله (ص) از من سلام برسان و عرضه دار که من در پى هستم [و به شما ملحق می‌شوم]» (اللهوف، ابن طاوس، ص108).

**************************

علی ذوالقدر
امام زمان(عج)و مدافعان حرم


عشق یک سینه ی پر از آه و یک دل بی قرار میخواهد
خواب راحت برای عاشق نیست عاشقی حال زار میخواهد

دیدن یارگرچه شیرین است نیست عاشق کسی که خودبین است
حرف عشاق واقعی این است هرچه میل نگار میخواهد

مدتی هست یادمان رفته پسری مانده از تبار علی
او که مثل حسن برای قیام بی سپاه است و یار میخواهد

یار هرکس به غیر او بودیم دل به هرکس به غیر او دادیم
چه کسی را عزیز تر از او دل از این روزگار می خواهد؟

چند روزی به سمت آقاییم چندماهی به سمت دنیاییم
بی تفاوت به اینکه جاده وصل قدمی استوار می خواهد

خوش به حال مدافعان حرم عشق را در عمل نشان دادند
تا بفهمیم یوسف زهرا عاشقی جان نثار میخواهد

شیعه تنهاست یا اباصالح با همان هیبت علی برگرد
گردن دشمنان آل الله گردش ذوالفقار میخواهد

گر بگویی بمیر، میمیرم بین دستان توست تقدیرم
عبد بی دست و پا برابر تو کی ز خود اختیار می خواهد

منتقم! جان مادرت زهرا بازگرد و بگو به آن دونفر
زدن بانویی بدون پناه قلب تاریک و تار میخواهد

**************************

ابراهیم زمانی

تقدیم به مادران شهدای مدافع حرم


واژه در واژه از دل میدان
غزلی  را  سپید  آوردند
باز هم از مدافعان حرم
یک جوان شهید آوردند

یک جوان با هزار شور و شعور
روز آخر ولی " زهیر "  شده
زیر تابوت مادرش می گفت :
پسرم عاقبت به خیر شده...

مثل  ابر بهار می بارید
غربت ماه در دل شب را
پسر با تعصب ام می گفت :
نکند قبر عمه زینب را...

عاقبت طاقت اش تمام شد و
دل به دریا زد و فدایی شد
پسر کربلا نرفته ی  من
سوریه رفت و کربلایی شد

شکر حالا شنیده ام که حرم
شده از دست دشمنان آزاد
پسر من که جای خود دارد
جان عالم فدای زینب باد

شیعه مرد نبرد و پیکار است
صبر دارد و خویشتن دار است
خشن و سخت میشود  وقتی
پای ناموس شیعه در کار است

مثل پروانه ها به گرد حرم
در طوافیم ما قدم به قدم
کشور کفر فتح خواهد شد
زیر پای " مدافعان حرم "

شیعه ایم و نماد احساسیم
روی این خانواده حساسیم
تحت امر حسین هستیم و
همه سرباز های عباسیم

تیغ ما از نیام... نزدیک است
لحظه ی انتقام نزدیک است
مردی از جنس نور می آید
اهل عالم قیام نزدیک است...

**************************

محسن ناصحی

نوشتم غیرت ایرانیات و
ندیدم عشق پاکستانیات و

میون جون فداهای تو بی بی!
بمیرم غربت افغانیات و...


**************************

علی ذوالقدر
زبان حال مدافعان حرم

زیبایی عشق را نشان خواهم داد
دل را به نگار رایگان خواهم داد

در قلب من احساس پشیمانی نیست
گر زنده شوم دوباره جان خواهم داد

**************************

یوسف رحیمی
به مناسبت ورود کاروان شهدای گمنام و شهدای مدافع حرم به میهن اسلامی

هر لاله ی پرپر به وطن بر می گشت
انگار که جان من به تن بر می گشت
یعقوب شده دو چشم اشک افشانم
ای کاش دگر یوسف من بر می گشت

**************************

قاسم صرافان
تقدیم به شهید جهاد مغنیه و همه شهدای مدافع حرم:


یکی هم سن من، هم سن تو، اهل همینجا بود
یکی مثل من و تو، تووی قلبش آرزوها بود

میون دفتراش عشقی بدون مرز پیدا بود
پدر یک روز رفت، اما چه جای غصه؟ .... آقا بود

دلش تفسیر نصرالله ، چمران خون تو رگهاش
جهاد اسمش، جهاد رسمش، جهاد اندیشه و رویاش

یکی میوفته صدتا مرد برمی‌خیزن از خونش
یکی میره، می‌مونن هم قطارا پای پیمونش

جهادی هست در این راه، تا خون عمادی هست
عمادی هست در این رزم، تا وقتی جهادی هست

شبا گریونن اونهایی که روزا مردِ مِیدونن
می خندن با یتیما و براشون شعر می خونن

درِ باغ شهادت پیش روی عاشقا بازه
فقط عشقه که توو میدون از آدم مرد میسازه

نشون دادیم به عالم توو حرمها شور غیرت رو
خود زینب جدا کرده علمدارای این خط رو

عیار مرد در شور نبرد و گَرد مِیدونه
جهاد اسم من و تو نیست تنها، رسم مردونه

رهایی تو ای پروانه از پیله مبارک باد
برای مومنین دنیا، پیمبر گفت زندونه

برای تو چه پایانی، چه تقدیری مقدر بود
دم آخر، سرت رو دامن سالار بی سر بود

یکی میوفته صدتا مرد برمی‌خیزن از خونش
یکی میره، می‌مونن هم قطارا پای پیمونش

جهاد ما ادامه داره تا ظلم و تباهی هست
همیشه خاک سرخی هست تا کاخ سیاهی هست

**************************

حسین صیامی
تقدیم به پیشگاه همسران شهدا خصوصا  همسران شهدای مدافع حرم

رفتی و شوق موندنم رو بردی
کبوتری شدم که پر نداره
میسوزم و میسوزم و میسوزم
از حال من کسی خبر نداره

دیشب یه عکس بچگیتو دیدم
نمیدونی باهاش چه حالی کردم
غذایی رو که دوس داری پختم و
باز سر سفره جاتو خالی کردم

کاشکی میشد ببینمت دوباره
کاشکی میشد بازم دورت بگردم
دیشب نیومدی به خوابم ولی
جات خالی بود تا صبح گریه کردم

دست خودم نیس که ... خدا شاهده
حس میکنم همه ش نشستی پیشم
نمیتونم بغضمو مخفی کنم
اسمتو میشنوم یه حالی میشم

نیستی خودت شبا برا بچه هات
قصه مردونگی تو میخونم
گفته بودی میری که برنگردی
گفتم تا آخرش به پات میمونم

نوشتی که محاصره شدیده
عزیز من این لحظه آخره
آخرم این پیاممو ندیدی
نوشته بودم منو یادت نره

**************************

سیدعلیرضا شفیعی

ای کاش که دل را به حرم پر بدهیم
با صوت رسا نام تو را سر بدهیم
ما با دل خون منتظریم ای بانو
تا پای محبت شما سر بدهیم

**************************

سید علیرضا شفیعی

تقدیم به شهدای مدافع

از جان خویش صرف نظر کرده ایم ما
خود را برای دوست سپر کرده ایم ما

دست دعای عمه ی سادات پشت ماست
احساس میکنیم نظر کرده ایم ما

عمریست آیه های جهاد و قیام را
در مکتب حسین ز بر کرده ایم ما

از سمت و سوی کرب و بلا چون نسیم صبح
هر روز تا به شام گذر کرده ایم ما

این روزهای سرد زمستان شام را
با عشق زینب است که سر کرده ایم ما

با اسم رمز حضرت عباس بین رزم
صف های خصم زیر و زبر کرده ایم ما

این چشم های منتظر تیغ و تیر را
با روضه های علقمه تر کرده ایم ما

ما چون حسین عازم کوی شهادتیم
از مرگ بی مصاف حذر کرده ایم ما

**************************

محمد حسین رحیمیان

اهل غوغا مدافعان حرم
نسل زهرا مدافعان حرم

یا ابالفضل گفته و زده اند
دل به دریا مدافعان حرم

تا ابد درس عاشقی دادند
یاد دنیا مدافعان حرم

تا که گفتیم اولیاءالله
گفت آقا مدافعان حرم*

فکر و ذکر تمام سینه زنان
شده حالا مدافعان حرم

بیشتر از تمام این عالم
دارد اینجا مدافعان حرم

ما نداریم عرضه تا بشوند
الگوی ما مدافعان حرم

کاش محشورمان کند فردا
فاطمه با مدافعان حرم

حضرت صاحب الزمان بنویس
نام ما را مدافعان حرم
 

* نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با اشاره به دیدار مقام معظم رهبری با جمعی از خانواده شهدای مدافع حرم، اظهار داشت: رهبری در این دیدار گفتند، آیا در زمان حیات شهیدِ خود به این نکته توجه داشتید که آن ها از اولیاء الهی به شمار می روند؟

**************************

علی اکبر لطیفیان
تقدیم به مدافع حرم عمه سادات(س) شهید حمید رضا اسد اللهی

نیمۀ ماه از این شهر، عجب ماهى رفت
رفت تا عمه سادات, عجب راهى رفت
اسد الله شدن مرحله اى از سلک است
اسداللهى ما هم اسداللهى رفت

**************************

امیر عظیمی


حرم زینب عجب حال و هوایی دارد
سوریه، فیض شهادت چه صفایی دارد
بنویسید به روی کفن این شهداء
چقدر عمه ی سادات فدایی دارد

**************************

علی اکبر لطیفیان .امام حسین (ع) و مدافعان حرم

دیروز کسى پیش کسى نام تو را برد
گفتم که بمیرم دگران یاد بگیرند

من عشق تو را از پدرم یاد گرفتم
کار پدران را پسران یاد بگیرند

ای سوخته دل این نظرى که به تو کردند
زود است که صاحب نظران یاد بگیرند

**

اولاد فداى حرم عمه ى سادات
اى کاش تمام پدران یاد بگیرند...


**************************

مهدی مقیمی
حضرت رقیه(س)-در محکومیت تکفیری ها

من سه ساله سند ظلم به آل اللهم
آسمان علی و آل علی را ماهم

بی سبب نیست اگر راه به دلها بردم
عشق را ارثیه از حضرت زهرا بردم

نوهء حیدرم و در رگ من خون علیست
این بزرگی و شجاعت همه مرهون علیست

من همانم که ز اشکم به فلک ولوله بود
پای من بسته به زنجیر غم و سلسله بود

من همانم که زدم ناله و کردم فریاد
آبروی اموی پیش همه رفت به باد

عشق را با هنر گریه ام آمیخته ام
شام را بر سر کفّار فرو ریخته ام

باب حاجات شدم جود و کرم کار من است
عمویم حضرت عباس نگهدار من است

شیعیان در تب و تابند علی جان مددی
غیرت شیعه شده غیرت حجربن عدی

سخن از نسل یزید بن معاویه شده
پای یک عدهء کم ، باز به سوریه شده

یادشان رفته که کاخ اموی گشت خراب
یادشان رفته شکست علوی بود سراب

شام ، امروز اگر صحنۀ درگیری هاست
مُنجر ، این قصّه به سر کوبیِ تکفیری هاست

وای اگر باز ، رگ حیدریم برخیزد
باز ، شامات به یک لحظه بهم می ریزد

برسانید به گوش سلفی ها سخنم
که علمدار دفاع از حرم عمه منم

عمه خود فاتح میدان عراق و شام است
فکر فتح حرمش فکر و خیالی خام است

عمویم حضرت عباس به ما حساس است
چارهء کار به دست قلم عباس است

شیعه تا هست کسی قصد تقابل نکند
ایستادیم ، بگو  فکر چپاول نکند

پرچم گنبد عمه همۀ عزت ماست
نام عباس که آید سند قدرت ماست

کور خواندند ، حرم جای حرامی ها نیست
یک اشاره که کند حضرت سقّا کافیست

**************************

محسن حنیفی

چقدر با شعف و تاب و تب شهید شدند
برای دختر شاه عرب شهید شدند

برای حفظ حرم سینه را سپر کردند
شبیه عابس و حر و وهب شهید شدند

من الغریب به آنها رسید نامه عشق
مدافعان حرم منتخب شهید شدند

برای او نوه های غلام ترکی و جُون
چقدر آدم عالی نسب شهید شدند

به احترام قدمهای حضرت زینب
دمشق یا که نشد، در حلب شهید شدند

برای روضه ی آن دست بسته می مردند
میان روضه ی او شب به شب شهید شدند

مسیر قافله تا شام گریه ها کم داشت
گریستند و وجب در وجب شهید شدند

نوای بر لب آنها ذبیح العطشان بود
گمان کنم که همه تشنه لب شهید شدند

به اقتضای ادب بر سر بریده شاه
همه بدون سر و با ادب شهید شدند

**************************

وحید دکامین

هر زمان از غیب برگوش درون
آیدم بانگ الیهِ الرّاجِعونْ

سیر تا عرش خدا،گر بایدت
اقتدا بر شاه بی سر بایدت

هرکه را شوری به سر ازکربلاست
مستحق اَلبَلاءُ لِلْوِلاست

در طریق عشقبازی و جنون
یک وضو باید بسازم من ز خون

ذکر استرجاعم آهنگ من است
سر به روی پیکرم ننگ من است

عاشقان را با تعلّق ها چه کار
سر به تن اینجا نمی آید به کار

آن گروهی کز تعلّق رسته اند
روز اول عهد،با خون بسته اند

 از تعلّق، از تعیُّن، رسته ایم
عهد را درعشق، با جان بسته ایم

 گر به جان ما را زَنَد مولا محک
لَیتَنا یٰا لَیتَنا کُنّا مَعَک...

حرف در این جایگه بایسته نیست
لاف عشق از چون منی شایسته نیست

أَمْ حَسِبْتُم خواند و شوری آفرید
عشق را معنا ازآن سر شد پدید

عشق آن باشد که عابس وار..مَرد
بی زره آیی به میدان نبرد

یا که چون آن عاشق شوریده حال
در نماز عاشقی رفتن ز حال

در حمایت از ولی، روح نماز
تیرباران می شوی و سرفراز

آن سعید،آن پور عبدالله بود
بنده ی آگاه این درگاه بود

قاف تا قاف جهان تا پا گرفت
عشق زین هفتاد و دوگل معنا گرفت

**************************

احمد بابایی

خبر آمیخته با بغضِ گلوگیر شده ست
سیلِ دلشوره و آشوب سرازیر شده ست

سرِ دین طعمه ی سرنیزه ی تکفیر شده ست
هر که در مدح علی شعر جدید آورده ست

گویی از معرکه ها نعش شهید آورده ست
روضه مشک رسیده ست به بی آبی ها

خون حق می چکد از ابروی محرابی ها
باز هم حرمله... سرجوخه وهابی ها

کوچه پس کوچه ی آینده به خون تر شده است
باز، بوزینه‌ی کابوس به منبر شده است

خط و ربطِ عرب ای کاش که کاشی گردند
تا حرم همسفر "قافله باشی" گردند

لاشه خواران سقیفه، متلاشی گردند
می زند قهقهه "القارعه" بر خامی شان

خون دین می چکد از "دولت اسلامی" شان
بنویسید تب ناخلفی ها ممنوع!

هدف، آزاد شده، بی هدفی ها ممنوع!
در دل عرش ورود سلفی ها ممنوع!

عرش یک روضه ی داغ است که داغ و گیراست
عرش... گفتیم که نام دگر سامرّاست! 

شرق در فتنه اصحاب شمال افتاده ست
بر رخ غرب از این حادثه خال افتاده ست

وا شده مشت و از این چفیه، عقال افتاده ست
گویی از هرچه که زشتی ست، کفی هم کافی ست!

جهت خشم خدا یک سلفی هم کافی ست!
تا "بهار عربی" روی علف باز کند

جبهه در شام و عراق از سه طرف باز کند
وای اگر دست کجی پا به "نجف" باز کند

عاشق شیر خدا، وارث شمشیر خداست
سینه ی "سنی و شیعه" سپر شیر خداست 

لخت خون جگر ماست به روی لبشان
کوره ی دوزخیان، گوشه نشین تبشان

لهجه عبری و لحن عربی مکتبشان
"نیل" را تا به "فرات" - آنچه که بود آتش زد

شک مکن ما همه را مکر یهود آتش زد 
بی جگرها جگر حمزه به دندان گیرند

انتقام احد و بدر ز طفلان گیرند
چه تقاصی ز لب قاری قرآن گیرند

بیشتر زانکه از این قوم بدی می جوشد
از زمین غیرت "حجر بن عَدی" می جوشد 

گره انگار نه انگار به کار افتاده
 سایه سرکش ما گردن دار افتاده

چشم بی غیرت اگر سمت "مزار" افتاده
صاعقه در نفس ابری خود کاشته ایم

به سر هر مژه ای یک قمه برداشتیه ایم  
سنگ تکفیر به آیینه ی مذهب؟! هیهات!

ذوالفقار علی و رحم به مرحب؟! هیهات!
دست خولی طرف معجر زینب؟! هیهات!

ما نمک خورده‌ی عشقیم به زینب سوگند
پاسبانان دمشقیم به زینب سوگند

داس تکفیر گل از ریشه بچیند؟! هرگز!
کفر بر سینه‌ی توحید نشیند؟! هرگز!

مرتضی همسر خود کشته ببیند؟! هرگز!

پایتان گر طرف "کرب و بلا" باز شود
آخرین جنگ جهانی حق آغاز شود

خوش خیالی ست مرامی که اجاقش کور است
مفتی نفتی این حرملگان مزدور است

قصه حنجره و تیرِ سه پر مشهور است
خار در چشم سعودی شده "بیداری ما"

باز کابوس یهودی شده "بیداری ما"
رگ بیداری ما شد شریانی که زدند

بشنوی "بر دهل جنگ جهانی که زدند"
 پاسخ شیعه  به هر زخم زبانی که زدند

بذر غیرت سر خاک شهدا می کاریم
پاسخ شیعه همین است که صاحب داریم

**************************

محسن ناصحی

واسه موندن یه عالم ناز داره
مدافع بودنش هم راز داره
سرش رو داد تا عالم بفهمه
حریم زینبی سرباز داره

**************************

سید حسن رستگار

وصیت نامشو دیشب نوشته
فقط از کربلا مطلب نوشته
رو بازوبند سرخ روی بازوش
"انا عباسک زینب " نوشته

**************************

محسن عرب خالقی

روسیاهی زیاد هم بد نیست
در زمستان به كار می آید

بدم اما همیشه اربابم
با غلامش كنار می آید

غیر لیلی دم از كسی نزدم
عاشق اینگونه بار می آید

داغ زینب چقدر پیرم كرد
به من این انكسار می آید

مرگ در زینبیه یعنی یار
لحظه احتضار می آید

**************************

محمود ژولیده

امسال كه سال زینب كبرا بود
در حصر، حریم دختر زهرا بود
حالا كه ضریح كربلا احیا شد
ای كاش كه زینبیّه هم احیا بود

**************************

علی پورزمان

در قلب پر از خون تو غم می ماند
زینب تویی و باز عَلم می ماند
نوری که تمام چهره ات را پوشاند
امروز محافظ حرم می ماند

**************************

وحید قاسمی

چادر ببند بر کمر و، انقلاب کن
شام خراب را سر شامی خراب کن

از ری، مدافعان حرم انتخاب کن
روی تمام سینه زنانت حساب کن

یاد عرب نرفته که فیروز زاده ایم*
تا پای مرگ، پای شما ایستاده ایم

مکرسقیفه نقشه ی خصمانه ریخته
در باغ دوست، آفت بیگانه ریخته

آتش اگرچه بر در این خانه ریخته
بی بی چه قدر دور تو پروانه ریخته !

ما که نمرده ایم، شما بی حرم شوی !
زهرای بی مزار در این شام غم شوی

پاییز را فراری خشم بهار کن
این قوم را دوباره به نفرین دچار کن

تیغی دو دَم به گرده ی طوفان سوار کن
اصلاً به ذوالفقار علی واگذار کن

این انتظار، جانِ جنون را به لب رساند
تمارهای شهر مرا، تا حلب کشاند

باید دمشق آینه ی کربلا شود
تا راز شوم شب زده گان برملا شود

تنها برای صبح، قمر خون بها شود
باید گره به دستِ علمدار وا شود

پس بی دلیل نیست، که اغیار جا زدند !
برگنبد تو، بیرق عباس را زدند**

* فیروز نام پارسی جناب ابولولو علیه رحمه است.

** این بیت اشاره به نصب پرچم حرم حضرت عباس(ع) برروی گنبد حرم حضرت زینب(س) توسط حزب الله لبنان دارد.



موضوعات مرتبط: مدافعان حرم

برچسب‌ها: تقدیم به مدافعان حرم بی بی زینب (س)
[ 7 / 2 / 1395 ] [ ] [ مهدی وحیدی ]
[ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 57 صفحه بعد